اف کردن

«لغت نامه دهخدا»

[اُ کَ دَ] (مص مرکب) تأفیف. (تاج المصادر بیهقی). اظهار کراهت کردن. اف گفتن :
در آینهء دولت تا زنگ پذیر است
در دهر کرا زهرهء اف کردن و آهست.
سوزنی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر