اقفاف

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) منقطع شدن خایهء ماکیان و گرد کردن وی آنرا در شکم. (تاج المصادر بیهقی). بازایستادن ماکیان از بیضه و یا جمع شدن بیضه در شکم آن. || رفتن اشک از چشم و بلند برآمدن سیاههء چشم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (آنندراج). || خشک یافتن چارپایان چراگاهها را. (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر