«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع اِ) جِ اَمَه. پرستاران. (ترجمان علامه، تهذیب عادل). کنیزکان. (از غیاث اللغات) (از آنندراج) : آنها که مر ایشان را اندر شرف و فضل مردان و زنان جمله عبیدند و اماءاند. ناصرخسرو. متوطنان و ساکنان بلاد از اماء و عباد را بحسن سیرت و جمیل معدلت 45 سال محافظت نمود. (تاریخ قم ص7). و رجوع به اَمَه شود.