«لغت نامه دهخدا»
[اُ دَ شِ کَ تَ] (مص مرکب) کنایه از بند کردن امید در جان. (آنندراج) : چه بد کردم که پیمانم شکستی امید وصل در جانم شکستی؟ مجیرالدین بیلقانی (از آنندراج).