امیله

«لغت نامه دهخدا»

[اَ لَ] (اِ)(1) آمله. آملج. املج. (از فرهنگ فارسی معین، ذیل امیله و آمله). میوه ایست در هندوستان که در شکر پرورده کنند و خورند. (از برهان قاطع). ثمری است دوایی، خاصیت سرد دارد. (آنندراج) (از مؤید الفضلاء).
(1) - در سانسکریت: amalaka، آملج و املج معرب است. (از فرهنگ فارسی معین، ذیل آمله).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر