انجمن ساختن

«لغت نامه دهخدا»

[اَ جُ مَ تَ] (مص مرکب)گرد کردن و ترتیب دادن مجلس و مجمع. فراهم ساختن مجلس مشاوره :
یکی انجمن ساخت با(1) بخردان
هشیوار و کارآزموده ردان.فردوسی.
چون تهی شد سر سریر ز شاه
انجمن ساختند شهر و سپاه.نظامی.
انجمن ساخت نامداران را
راستگویان و راستگاران را.نظامی.
(1) - ن ل: از.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر