انگزه

«لغت نامه دهخدا»

[اَ گُ زَ / زِ] (اِ) حلتیت. حلتیث. حلتیت المنتن. انقوزه. و آن شیرهء ساق گلپر باشد که چون افیون از خشخاش به تیغ زدن حاصل کنند. (یادداشت مؤلف). خیل. (منتهی الارب) :
بوی اخلاص و نفاق و بیمزه
هست ظاهر همچو عود و انگزه.
مولوی (مثنوی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر