اهل تمیز

«لغت نامه دهخدا»

[اَ لِ تَ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) مُمَیِّز. باهوش. باخرد. هوشمند :تفاوت میان ملاحظت دوستان و نظرت دشمنان ظاهرست و پوشانیدن آن بر اهل تمیز متعذر. (کلیله و دمنه).
یکی از بزرگان اهل تمیز
حکایت کند ز ابن عبدالعزیز.سعدی.
و رجوع به اهل و ترکیبات آن شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر