«لغت نامه دهخدا»
(ع مص) (از «وع ی») در وعاء نهادن چیزی را. || یاد گرفتن. || نگاه داشتن. || فراهم آوردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || از بن برکندن تنهء درخت. (منتهی الارب) (آنندراج).