«لغت نامه دهخدا»
[اَ / اِ عَ جَ] (صوت مرکب) ای عجب. ترکیبی است برای بیان تعجب و شگفتی : خون انگور فراز آر یا خون مویز که مویز ای عجبی هست به انگور قریب. منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی ص 6). رزبان گفت چه رایست و چه تدبیر همی ........................................................... بمرند این بچگان گرسنه برخیر همی بیم آن است که دیوانه شوند ای عجبی. منوچهری. اگر همیشه بشادیش خواهم ای عجبی چرا همیشه به تیمار خواهدم هموار. عنصری.