«لغت نامه دهخدا»
(ع مص) (از «وع ر») دشوار گشتن راه بر کسی. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || بجای دشخوار رسانیدن. || به دشواری افتادن. (آنندراج) (منتهی الارب). || کم مال گردیدن. || کم نمودن چیزی را. || دشوار یافتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).