«لغت نامه دهخدا»
[ءِ] (ع ص) گام فراخ نهنده. (از منتهی الارب). بچهء آهو که گام فراخ نهد در رفتن. ج، بوع. || ساعی و نمّام. (منتهی الارب). || فروشنده. (منتهی الارب). || خرنده. ج، باعه. (منتهی الارب). || امرأه بائع؛ زن رواج یافته به حسن و جمال خویش. (منتهی الارب).