«لغت نامه دهخدا»
(اِ مرکب)(1) بمعنی عقوبت و جزای گناه و مکافات بدی باشد. (برهان). بمعنی مکافات بدی است. (آنندراج) (انجمن آرا) (جهانگیری) : ای کرده سعی و مکرمت خوان عدل تو پاداش خوار معدهء بادآفراه را. اثیر اخسیکتی (از آنندراج). رجوع به بادافرا، بادافراه، بادان، باداش و پاداش شود. || بادفرا نیز گویند که بازیچهء اطفالست و آن پوست پاره ای باشد مدور که ریسمانی در آن گذارند و در کشاکش آورند تا بگردش درآید و صدائی از آن ظاهر شود. (برهان) (آنندراج). رجوع به بادافراه، بادافره، بادفره، بادفر و فرفره شود. (1) - پهلوی patifras (پاداش) مرکب از pati -frasa. جزو دوم مشتق از fras همریشه و بمعنی پرسیدن. «نیبرگ 179». جمعاً یعنی بپرسیدن، بازخواست. (از حاشیهء برهان قاطع چ معین).