بادآورد

«لغت نامه دهخدا»

[وَ] (اِخ) نام گنج دویم(1) است از هشت(2) گنج خسروپرویز. گویند قیصر گنجی از زر و گوهر بیکی از جزایر حصینه میفرستاد اتفاقاً باد کشتی را بحوالی اردوی خسروپرویز آورد و او آنرا متصرف شد و باین نام موسوم گشت.(3) (برهان: بادآور) (آنندراج) (غیاث) (انجمن آرا) (سروری) (جهانگیری) (رشیدی) (ناظم الاطباء) :
گر بگرد گنج بادآورد گردم فی المثل
آن ز بختم خار بادآورد گردد درزمان.
منجیک.
نعمت فردوس یک لفظ متینش را ثمر
گنج بادآورد یک بیت مدیحش را ثمن.
منوچهری.
و ازجملهء گنجها چون... و گنج بادآورد... (مجمل التواریخ و القصص ص81).
بخدمت پیش تخت شاه شاپور
چو پیش گنج بادآورد گنجور.نظامی.
رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 1 ص250 و گنج بادآورد شود.
(1) - ن ل: دوم.
(2) - ن ل: هفت.
(3) - مؤلف فرهنگ شاهنامه آرد: «اینکه بادآورد را نام گنج هم دانسته اند اشتباهی است که از عبارت گنج بادآورد روی داده».
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر