بادپیچ

«لغت نامه دهخدا»

(اِ مرکب) ریسمانی باشد که در ایام عید و جشن از جائی آویزند و زنان و کودکان بر آن نشینند و در هوا آیند و روند و بارپیچ هم آمده است. (برهان) (ناظم الاطباء). بازپیچ و وازپیچ. (اداه الفضلا). کاز. کواچو (کرمان). چنجونی یا چنچولی (اصفهان). بادپیچ. (صراح). ریسمانی است که در عروسیها از جای آویزند و زنان و کودکان در آن نشسته حرکت کنند و در هوا آیند و روند و بعضی آنرا اورک گویند. (آنندراج) (انجمن آرا). ریسمانی باشد که کودکان هر دو سر وی بر درخت بندند و یکی در میان نشسته و می جنباند، تا باد گیرد. (فرهنگ اسدی خطی نخجوانی). ریسمانی باشد که روز نوروز از بام درآویزند تا بر آن نشینند و در هوا آیند و روند و در کرمان آنرا گواچو گویند و در اصفهان چنجیل(1) خوانند. (معیار جمالی). ریسمانی که در ایام نوروز از بام آویزند و کودکان و زنان برو نشینند و در بعضی زبانها کاز خوانند و بکرمانی گواجو و باصفهانی جنجولی گویند ابوالمثل گوید(2) :
ز تاک خوشه فروهشته و ز باد نوان(3)
چو زنگیانند(4) بر بادپیچ بازی گر.(5)
(از فرهنگ سروری).
دواده. (منتهی الارب). و در اداه الفضلا بازپیچ و وازپیچ آمده است.
(1) - اکنون در اصفهان چنگولی [ چَ گُ ] مینامند. (معیار جمالی حاشیهء ص51).
(2) - ابوشکور. (فرهنگ اسدی خطی نخجوانی).
(3) - ن ل: توان.
(4) - ن ل: هندوانی.
(5) - ز تاک خوشه فروهشته روز باد نوان
چو هندوانی بر بادپیچ بازیگر.
(از احوال و اشعار رودکی ج 3 ص1167).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر