«لغت نامه دهخدا»
[سَ] (ص مرکب) سوار. (ناظم الاطباء). اسپ سوار. (آنندراج). || چابک سوار. || اسب تیزرو. (آنندراج). اسب تندرو و تیزرفتار. || (اِ مرکب) بادزن و مروحه. (ناظم الاطباء). بادزن بزرگی که بسقف آویزند و بوسیلهء طنابی بحرکت درآورند. (دمزن).