بامب

«لغت نامه دهخدا»

(اِ صوت، اِ) آوایی که از زدن دست گشاده بر سر کسی برآید. || در تداول عامه، توسری و ضربتی که با کف دست بر سر کسی زنند. بامبه. بامبَچَه. زخمی که با کف دست برمیان سر کسی زنند. بام. ضربه که با کف گشاده بر میان سر زنند. (یادداشت مؤلف). تو سری با کف دست. (فرهنگ لغات عامیانهء جمالزاده).
- دوبامبی (در تداول عامه)؛ ضربه ای که با دو کف دست گشادهء بهم متصل بر فرق سر زنند: فلان از شنیدن واقعه دو بامبی بر سر پسرم زد.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر