«لغت نامه دهخدا»
[بِ دَ] (مص مرکب)واداشتن که تاراج کنند. به غارت دادن. به یغما دادن. بباد دادن : به یک هفته نقدش بتاراج داد به درویش و مسکین و محتاج داد.سعدی. و رجوع به تاراج شود.