«لغت نامه دهخدا»
(1) [بِ کَ دی دَ] (مص)بتکندن. سر باز زدن و میل به طعام نکردن. (برهان قاطع). نفرت داشتن از طعام. (ناظم الاطباء). || آزار یافتن از بدهضمی طعام و تهوع داشتن. (ناظم الاطباء). (1) - در فرهنگ نظام با کاف پارسی آمده است.