«لغت نامه دهخدا»
[بَ کَ لَ / لِ] (اِ) خم. || بچکله. (آنندراج). خمرهء محکم جهت شراب. (ناظم الاطباء). || صراحی که در آن شراب نگهدارند. (آنندراج). بطری سنگی. (ناظم الاطباء).