بچشم آوردن

«لغت نامه دهخدا»

[بِ چَ / چِ وَ دَ] (مص مرکب) بچشم کردن. اعتنا به شأن چیزی کردن. (آنندراج). || برگزیدن. (آنندراج) :
غم تو در دل من همچو دزد خانگی است
که هرچه روز بچشم آورد به شب دزدد.
افضلی جرپاذقانی.
و رجوع به چشم شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر