بخاک برابر کردن

«لغت نامه دهخدا»

[بِ بَ بَ کَ دَ](مص مرکب) نیست و نابود کردن. خراب ساختن. (آنندراج). همسان کردن با خاک. با خاک یکسان و هم ارزش ساختن :
چو سرو ناز تو مشکین لباس در بر کرد
مرا چو سایه به خاک سیه برابر کرد.
ساحری.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر