بخت کور

«لغت نامه دهخدا»

[بَ] (ص مرکب) کوربخت. که بخت خوب ندارد. شوم بخت. بداختر. بدبخت. زن که شوی خوب نداشته باشد. (از یادداشت های لغتنامه).
- بخت کور شدن؛ کوربخت شدن. بدبخت گشتن. شوم بخت شدن :
نه هر کز پی شیر شد خورد گور
بسا کس که از شیر شد بخت کور.اسدی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر