بختمندی

«لغت نامه دهخدا»

[بَ مَ] (حامص مرکب)بخت وری. بختاوری. با اقبال و بخت بودن. خوش بختی. (ناظم الاطباء) :
کلیم تشنه که لب را به گریه تر می کرد
ز بختمندی میزاب آب حیوان بود.کلیم.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر