بزرگ نام

«لغت نامه دهخدا»

[بُ زُ] (ص مرکب) مشهور. نام آور. با نام و آوازهء بلند :
بنام و نعمت ایشان بزرگ نام شدی
چِنال گشتی از آنگه که بوده بودی نال.
صانع فضولی (از لغت فرس اسدی).
میر بزرگ سایه و میر بزرگ نام
میر بلندهمت و میر بلندرای.فرخی.
میر بزرگ نامی گرد گران سلیحی
شیر ملک شکاری شاه جهان گشایی.فرخی.
دو هفته با جملهء حشم مهمان بنده آید بدین جهت بنده بزرگ نام گردد. (اسکندرنامه نسخهء سعید نفیسی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر