بزرگوار شدن

«لغت نامه دهخدا»

[بُ زُرْگْ شُ دَ] (مص مرکب) بزرگی یافتن. ببزرگی رسیدن. تکبر. مجد. نَوْه. (تاج المصادر بیهقی). جلال. جلاله. مجد. وساطه. استعلاء. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی). رجوع به بزرگ و بزرگوار شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر