«لغت نامه دهخدا»
[بَ تَ] (مص مرکب)مجلس عیش برپا ساختن : صد بزم بیارائی هر جا که تو بنشینی صد شهر بیاشوبی هر جا که تو برخیزی. خاقانی. اسباب طرب جمع کن و بزم بیارای اطباق سموات چه گسترده و چه طی. نزاری (از انجمن آرا).