بژندی

«لغت نامه دهخدا»

[بَ ژَ] (اِ) نامرادی. دردمندی. بیچارگی. تنگی معیشت. (برهان) (ناظم الاطباء). همانا نژندی را بژندی دانسته اند. (انجمن آرای ناصری) (آنندراج). شعوری گوید: حرکت اول کلمه درست معلوم نیست. (فرهنگ شعوری).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر