بست و بند

«لغت نامه دهخدا»

[بَ تُ بَ] (ترکیب عطفی، اِمص مرکب) کنایه از استحکام و ضبط و ربط باشد. (برهان) (آنندراج). استحکام و ضبط. (رشیدی). ترتیب و انتظام و ضبط و ربط. (ناظم الاطباء). || قرارداد و ترتیب: با فلان در باب تجارت بست و بند کردم. (فرهنگ نظام). || بستن جلو آب و سیل آمده. مظفر کرمانی گفته :
سیل از کهسار آمد با شتاب
بست و بند پشته و پل شد خراب.
(انجمن آرا) (آنندراج)(1).
(1) - شاهد با معنی کلمه که بصورت مصدری آمده مناسب نیست، و گویا بست و بند در شاهد به معنی سد و امثال آن است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر