بشتر

«لغت نامه دهخدا»

[بَ تَ] (اِخ) تشتر(1). نام میکائیل است. گویند که رسانیدن روزی خلق حواله بدوست. (برهان). نام میکائیل که حوالهء ارزاق و امطار به اوست. (رشیدی). نام میکائیل است که رسانیدن باران و روزی خلق محول به اوست. (انجمن آرا) (آنندراج). نام میکائیل است. (لغت فرس اسدی ص152) (شرفنامهء منیری) (اوبهی) (ناظم الاطباء). نام حضرت میکائیل. (از سروری) (از صحاح الفرس) (جهانگیری) (حاشیه فرهنگ اسدی نسخه خطی نخجوانی) (از معیار جمالی). و رجوع به شعوری ج 1 ورق 163 و تشتر شود :
بشتر راد خوانمت پرگست(2)
او چو تو کی بود پگاه عطا.دقیقی
(از لغت فرس اسدی چ اقبال ص152) (حاشیهء فرهنگ اسدی نسخهء خطی نخجوانی).
میرساند بخلق دست تو رزق
بی تقاضا و منت بشتر.
شمس فخری (از رشیدی و انجمن آرا).
گرچه بشتر را عطا باران بود
مر ترا در و گهر باشد عطا.
(از رشیدی و سروری و انجمن آرا و دیگران).
(1) - بشتر مصحف تشتر یا تیشتر است که در اوستا tishtrya بمعنی ستارهء شعرای یمانی و فرشتهء موکل بارانست «بارتولمه 651 - 652». (از حاشیهء برهان قاطع چ معین).
(2) - ن ل: شرک است. (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص153 و صحاح الفرس).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر