«لغت نامه دهخدا»
[بَ] (حامص) کشت و کار و زراعت را گویند. (برهان)(1). کشت و زرع باشد. (سروری). کشتکاری و زراعت و فلاحت. (ناظم الاطباء). بمعنی کشت و کار باشد. (رشیدی) (انجمن آرا) (جهانگیری) (آنندراج). کشت و زراعت. (مؤید الفضلاء). رجوع به شعوری ج1 ورق 199 شود : چون شود وقت کشت(2) بشکاری آب آن چشمه میشود جاری. شیخ آذری(3) (از جهانگیری) (انجمن آرا) (رشیدی). (1) - ba - shkari «اسفا ا: 2 ص160» از Hubschmann pers Stud.S.30 (از حاشیهء برهان قاطع چ معین). (2) - ن ل: کشت و بشکاری. (انجمن آرا). (3) - ن ل: نزاری.