«لغت نامه دهخدا»
[بِ] (اِ)(1) بسکماج. نان دوآتشه. (ناظم الاطباء). || نان کوچک را گویند که بزبان انگریزی بسکت خوانند بتای هندی. (آنندراج). بقسمات. خبز رومی. (یادداشت مؤلف). در تداول مردم مغرب نان بیسکویت. (از دزی ج1 ص90). و رجوع به بشمط شود. کعک. (یادداشت مؤلف). (1) - Biscuit.