«لغت نامه دهخدا»
[بَ ظَ] (ع مص) با بُظرَه گردیدن مرد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || درازتلاقی و درازتلاق شدن. || ختنه کردن جاریه را. (از منتهی الارب).