بعاد

«لغت نامه دهخدا»

[بُ] (ع ص) بعید و دور. (ناظم الاطباء). دور. (منتهی الارب) (آنندراج). نعت است از بُعد. (منتهی الارب) (آنندراج). صفتی است مانند بعید. (از اقرب الموارد) :
خنده بوی زعفران وصل داد
گریه بوهای پیاز آن بعاد.(مثنوی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر