«لغت نامه دهخدا»
[بَ] (ع اِ) پیکر چوبین. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). تمثال چوبین. (از اقرب الموارد). || صورت غیرسایه دار از رنگ. (منتهی الارب). صورت نقاشی بدون رنگ. (ناظم الاطباء) (آنندراج)(1). || کسی که شعر گفتن نداند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). مفحم که شعر نگوید. (از اقرب الموارد). || نام بتی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). (1) - در متن اللغه و اقرب الموارد چنین است: الدمیه من الصمغ. یعنی پیکرهء منقوش (از سنگ مرمر یا عاج) از صمغ. صاحب تاج العروس نیز متن قاموس را بدین سان آورده: الدمیه من الصبغ و سپس می نویسد: کذا فی النسخ و الصواب من الصمغ. بنابراین فیروزآبادی صمغ را صبغ آورده و سپس صاحب منتهی الارب و به تبع وی ناظم الاطباء و صاحب آنندراج رنگ ترجمه کرده اند.