بغض

«لغت نامه دهخدا»

[بُ] (ع مص) دشمن داشتن کسی را. (آنندراج) (ناظم الاطباء)(1). دشمن شدن و دشمنی کردن. (مؤید الفضلاء).
(1) - در اقرب الموارد و المنجد مصدر (بغض) بُغاضه آمده و صاحب متن اللغه و منتهی الارب بُغاضه را لغت ردی میدانند.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر