«لغت نامه دهخدا»
[بُ] (ع مص) دشمن داشتن کسی را. (آنندراج) (ناظم الاطباء)(1). دشمن شدن و دشمنی کردن. (مؤید الفضلاء). (1) - در اقرب الموارد و المنجد مصدر (بغض) بُغاضه آمده و صاحب متن اللغه و منتهی الارب بُغاضه را لغت ردی میدانند.