بغلطاق

«لغت نامه دهخدا»

[بَ غَ] (اِ) بغلتاق. طاقیه و کلاه و فرجی. (برهان). رجوع به بغلتاق شود. || برگستوان. (برهان) (مؤید الفضلاء). رجوع به بغلتاق شود :
بغلطاق و دستار و رختی که داشت
ز بالا به دامان او درگذاشت.
سعدی (بوستان چ یوسفی ص119).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر