«لغت نامه دهخدا»
[بَ غَ] (اِ) بغلتاق. طاقیه و کلاه و فرجی. (برهان). رجوع به بغلتاق شود. || برگستوان. (برهان) (مؤید الفضلاء). رجوع به بغلتاق شود : بغلطاق و دستار و رختی که داشت ز بالا به دامان او درگذاشت. سعدی (بوستان چ یوسفی ص119).