بفچ

«لغت نامه دهخدا»

[بَ] (اِ) بفج. رجوع به بفج شود :
به تک(1) میرفت و خون(2) از دیده میریخت
چنان کآب(3) از دهان وقت سخن بفچ(4).
شمس فخری.
(1) - ن ل: سبک. (رشیدی). تنک میرفت. (فرهنگ نظام).
(2) - ل ن: آب. (رشیدی) (فرهنگ نظام).
(3) - ن ل: چنانکه از دهان. (رشیدی).
(4) - رشیدی شعر را شاهد برای معنی آبی که از دهان ریزد آورده ولی بعداً بنقل از نفایس الفنون برای معنی دوم مرجّح دانسته است و مؤلف فرهنگ نظام هم چنین نظری اظهار داشته.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر