بقایمی ریختن

«لغت نامه دهخدا»

[بِ یِ تَ] (مص مرکب)یعنی در بازی شطرنج برابر ماندن. (غیاث). به اصطلاح شطرنج بازان بازی حریف غالب دیدن و از راه عجز مهره ها از دست ریختن و گفتن بازی قایم است چه در آن وقت گویند فلانی بقایم بریخت. (آنندراج ذیل بقایم ریختن) :
با گرد رکابش ار ستیزد
پرویز بقایمی بریزد.نظامی.
چون بحد رخش بازی انگیزد
مفت برد ار بقایمی ریزد.
ظهوری (از آنندراج).
و رجوع به بقایم ریختن شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر