«لغت نامه دهخدا»
[بِ قَ] (ق مرکب) عمداً. بعمد. عمداً. تعمداً. قهراً. باقصد. قصداً. باعزم. با ارادهء خود و بالاراده. (فرهنگ فارسی معین).