بکردن

«لغت نامه دهخدا»

[بِ کَ دَ] (مص) کردن :
مادر می را بکرد باید قربان
بچهء او را گرفت و کرد بزندان.رودکی.
پیر فرتوت گشته بودم سخت
دولت تو مرا بکرد جوان.رودکی.
و رجوع به کردن شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر