«لغت نامه دهخدا»
[بُ سَ] (ع اِ) شش خنج کجین و آن را کجه هم گویند و هی خزفه یدورها الصبی کأنها کره یتقامر بها. (منتهی الارب). شش خنج کجین و آن را کجه هم گویند. (آنندراج). گویی که کودکان از پارچه درست میکنند و بدان بازی مینمایند و آن را کجه نیز گویند. || پاره ای از سفال. (ناظم الاطباء).