بلاکلام

«لغت نامه دهخدا»

[بِ کَ] (ع ق مرکب) (از: ب+ لا(نفی) + کلام) بدون کلام. بی سخن. بی گفتگو: اگر بروفق تصور خویش در آن تصرفی نمایند بلاکلام بی وجه و ناصواب افتد. (رشیدی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر