«لغت نامه دهخدا»
[بَ یَ / یِ] (ص مرکب) ناحفاظ. بدعمل. (فرهنگ فارسی معین). خانع. || زن روسپی و قحبه. (ناظم الاطباء). رَمّازه. هَلوک. (از منتهی الارب). و رجوع به بلابه کار و بلاده کار شود.