بلق

«لغت نامه دهخدا»

[بَ] (ع مص) تمام گشادن در را یا سخت گشادن. (منتهی الارب). در بگشادن. واگشادن در. (تاج المصادربیهقی). در بگشادن. (المصادر زوزنی). بُلوق. (اقرب الموارد). و رجوع به بلوق شود. || بند کردن، از اضداد است. (منتهی الارب). در بستن. (تاج المصادر بیهقی). || ربودن دوشیزگی. (منتهی الارب) (از ذیل اقرب الموارد از قاموس). || بردن سیل سنگها را. (از ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد از قاموس). || شتافتن. (از ناظم الاطباء). بُلوق. (اقرب الموارد). و رجوع به بلوق شود. || پیسه گردیدن. بَلَق. || سپیددست وپا شدن اسب تا ران. (منتهی الارب). رجوع به بَلَق شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر