«لغت نامه دهخدا»
[بُ لَ شَ / شِ دَ] (مص مرکب) به صدای رسا شنیدن. (فرهنگ فارسی معین). || کر شدن ای ناشنوا شدن. (غیاث). کم شنیدن، و این ظاهراً ترجمهء هندی است. (آنندراج). سنگین شدن گوش. (ناظم الاطباء). بزحمت مطلبی را شنیدن. (فرهنگ فارسی معین) : ور به فغان برکشد آه بلند گوش فلک نشوند الا بلند. میرخسرو (از آنندراج).