«لغت نامه دهخدا»
[بُلْ هَ وَ] (حامص مرکب)پرهوسی. هوسکاری. گذراندن وقت به آرزو و هوس بسیار. (فرهنگ فارسی معین) : عمر بگذشته به بی حاصلی و بوالهوسی ای پسر جام میم ده که به پیری برسی. حافظ.