بوب

«لغت نامه دهخدا»

(اِ) فرش و بساط خانه. (برهان) (آنندراج). فرش و بساط که آنرا انبوب نیز گویند. (جهانگیری) (رشیدی). بساط فرش. (صحاح الفرس) (شرفنامهء منیری). فرش که آنرا انبوب نیز گویند. «بوب»(1) در ارمنی. «بوب»(2) پهلوی. «بوپ»(3) فرش. (حاشیهء برهان قاطع چ معین) :
شاه دیگر روز بزم آراست خوب
تختها بنهاد و برگسترد بوب.رودکی.
|| بلغت رومی، بوب و کوب بمعنی حصیر باشد. (آنندراج) (انجمن آرا).
(1) - bob.
(2) - bob.
(3) - bop.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر