بوسه گاه

«لغت نامه دهخدا»

[سَ / سِ] (اِ مرکب) بوسه جای. جائی که بر آن بوسه زنند. (آنندراج). جای بوس. لب. بوسگه. بوسگاه. (ناظم الاطباء). محل بوسه. جای بوسه. (فرهنگ فارسی معین) :
از بوسه گاه خوبان شکّرشکار باش
تا پیشگاه باشی و اقبال پیشکار.سوزنی.
یاد او خورده است خاقانی از آنک
بوسه گاهش دست خمار آمده ست.خاقانی.
جسم تو کو بوسه گاه خلق بود
چون شود در خانهء کور و کبود.مولوی.
رگ دست ترا کز رشتهء جان است نازکتر
طبیب بی مروت بوسه گاه نیشتر کرده.
امیرخسرو (از آنندراج).
- بوسه گاه شناس(1)؛ شناسندهء جای بوسه :
جدا نمیشود از پیش لعل میگونش
چه بوسه گاه شناس است حال موزونش.
صائب (از آنندراج).
(1) - این ترکیب در آنندراج بدون معنی آمده است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر