بهارخانه

«لغت نامه دهخدا»

[بَ نَ / نِ] (اِ مرکب) بتخانه، چه بهار بمعنی بت هم آمده است. (برهان). بتخانه، و این مجاز است، چه بهار بمعنی بت هم آمده است. (آنندراج). بت خانه. (ناظم الاطباء) (انجمن آرا) :
آئین عید کردی جشن بهار ساز
اندر بهارخانه چو بتخانهء بهار.سوزنی.
|| بنای رفیع. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء) :
بهار زینت باغی نه باغ بلکه بهار
بهارخانهء مشکوی و مشک بوی بهار.
عنصری.
آئین عید کردی جشن بهار ساز
اندر بهارخانه چو بتخانهء بهار.سوزنی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر